غلامعلى صفايى

353

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

شلوبين از نحويون اندلس را نام برد مىگويند : اگر قبل از جمله منفى ، ادات استفهام باشد - يعنى جمله استفهاميه منفى باشد - دو صورت دارد : 1 - جمله استفهام حقيقى باشد ، در اين صورت ، جواب آن همانند جواب به جمله منفى مجرد از استفهام است ، مثلا اگر گفته شود : « أما قام زيد » معناى جواب آن به « نعم » و « بلى » همانند معناى جواب دادن به وسيلهء اين دو به جمله « ما قام زيد » كه جمله‌اى اخباريه منفى و خالى از ادات استفهام است مىباشد و معناى « نعم » تصديق به عدم ثبوت قيام « زيد » و معناى « بلى » ثبوت قيام زيد است . كه اين همان نظر مصنف كتاب نيز مىباشد . 2 - جمله منفى استفهاميه تقريريه كه از استفهام مجازا اراده اعتراف و اقرار شده است كه در اين صورت همواره اقرار از مابعد نفى مىباشد يعنى متكلم و مستفهم مىخواهد با ادات استفهام مجازا از ثبوت مدخول ادات نفى اقرار بگيرد ، نه اقرار از عدم وقوع و نفى آن ، بايد دانست كه در اين صورت اكثرا براى اقرار و اعتراف به انجام آن ، از « بلى » كه دلالت بر تحقق و ثبوت مدخول منفى ادات استفهام مىباشد استفاده مىگردد ، و علت استعمال كثير « بلى » و استعمال قليل « نعم » با آنكه اين جمله استفهامى منفى حكم مثبت را دارد و مىتوان از « نعم » نيز به صورت كثير استفاده كرد اين است كه بايد مراعات شيوهء استعمال ادات جواب نزد اعراب در مقابل استفهام منفى آنگاه كه بخواهند ثبوت مدخول آن را اثبات كنند كرد كه در اين موارد از « بلى » استفاده مىشود . زيرا هرچند از استفهام منفى در اينجا ، اراده اقرار و اعتراف به مابعد نفى از آن شده و مابعد نفى مثبت مىباشد لكن آن جمله لفظا منفى است و در جواب استفهام از نفى ، در هنگام جواب به تحقق و ثبوت و وقوع آن شيء منفى ، از كلمه « بلى » استفاده مىشود ، لذا كثيرا از آن استفاده شده است . شايان ذكر است كه اگر اشتباهى پيش نيايد و از قبل دانسته شود كه در اينجا استفهام مجازى اقراريه است و متكلم مىخواهد اقرار از مابعد نفى بگيرد و اصلا نفى در اين كلام كالعدم است مىتوان از « نعم » نيز استفاده كرد به جهت اينكه معناى